أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

570

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 40 ) . السوانى ( ؟ ) . ( 41 ) . نسخهء الف : والستان ، بايد خواند و الشتان . ( 42 ) . الشومانجى ، از نام محل « شومان » . ( 43 ) . الدرغوژى . ( 44 ) . زعفران شبورك . ( 45 ) . نسخهء الف : الفربه فيلن ، نسخهء ب : الغربه فيلن ، نسخهء پ : الغربة فيلن ، Picture ، 122 ( * 45 در آنجا درج شده است ) : البقر الغزية ، يعنى آن را مضاف اليه « البقر » مىداند كه پيش از آن قرار دارد . نسخهء فارسى حذف كرده است . بايد خواند الغزبه فيلن ، به احتمال زياد فيلن اسكندرانى ( - Philo Judaeus ) فيلسوف يهودى ( 20 پيش از ميلاد - 40 ميلادى ) را در نظر دارد كه آثارى در تعبيرات كنايى تورات دارد . او تأثيرى شديد از فيثاغورثيان ، افلاطون و رواقيان برداشته بود ( سارتون ، I ، 236 ) . نيز نك . شمارهء 571 ، يادداشت 28 . ( 46 ) . حشيشات هرمس . ( 47 ) . ان غلاما يسمى زعفران . زعفران به يونانى ناميده مىشود . 499 . زعرور 1 حمزه : اين « كوهج » 2 است منسوب به كوه ، مانند « كوفج » 3 ؛ معرب [ كوفج ] قفص 4 است . برخىها مىگويند كه [ زعرور ] سرخ را با اين نام نشان مىدهند و زرد را « شرزدك » 5 و « ازدك » 6 [ مىنامند ] . ديسقوريدس [ زعرور ] را « سه دانه‌دار » 7 مىنامد . به زابلى آن را غوبژك 8 مىنامند . مؤلف الياقوتة مىگويد كه [ زعرور ] همان « نلك » است و با كسرهء « نون » 9 نام ميوهء تلخى به اندازهء ميوهء سدر است . هسته‌اش شبيه دانهء محلب است ؛ آن دو نوع است - سرخ تند ، و بسيار سفيد . دربارهء « زنابير » 10 از اصمعى روايت مىكنند كه آن زعرور است جز اينكه بزرگ‌تر از آن است . ديگران مىگويند كه [ زنابير ] گياهى است كه در كوه‌هاى عراق يافت مىشود و شبيه انجير است ، آن را « حلوانى » 11 مىنامند . ابو حنيفه : « نلك » 12 درخت زعرور است . ديسقوريدس 13 : اين [ درختى ] خاردار با ميوه‌هاى ريز شبيه سيب است ، بخش زيرين آنها پهن‌تر از زبرين است ، شيرين مزه‌اند و سه هسته چسبيده به هم دارند . گاهى اين [ درخت ] را « سه هسته‌اى » 14 مىنامند ، [ ميوه‌هايش ] دير مىرسند 15 . ( 1 ) . Crataegus azarolus L . ؛ سراپيون ، 532 ؛ ابو منصور ، 290 ؛ ابن سينا ، 234 ؛ ميمون ، 132 ؛